نام پدر : نجات
تاریخ تولد :1343/04/10
تاریخ شهادت : 1362/07/29
محل شهادت : قله هفت توانان مریوان

مشخصات

شهر :
بخش :
شهرستان : جويبار
استان : مازندران
جنسیت : مرد
وضعیت تاهل :
شغل : دانش آموزی - کشاورزی -
آبادی :
یگان : لشگر 25 کربلا
نوع عضویت : بسیج
مذهب : شیعه
دین : اسلام‌‌
نام پدر : نجات
مسئولیت :  
رشته تحصیلی : ---------
تحصیلات : متوسطه
تخصص :
کد شهید : 115
رسته : پیاده
نام مادر : کشور ضامنی

شناسنامه شهادت

موضوع شهادت : جبهه
عملیات : عملیات والفجر 4
محل شهادت : قله هفت توانان مریوان
تاریخ شهادت : 1362/07/29
نحوه شهادت : اصابت ترکش به بدن

شناسنامه تدفین

شهر : کردکلا
بخش :
شهرستان : جويبار
استان : مازندران
گلزار : شهدای کردکلا
تاریخ تدفین : 1362/07/05
آبادی :

توضیحات

زندگی نامه

«فرم ثبت اطلاعات شهدای مازندران»

الف)تولد و کودکی :

1-نام و نام خانوادگی ، نام مستعار :

رضا اتقایی کردکلایی ، بابا

2-تاریخ و محل تولد و اتفاق خاص در زمان تولد:

3/4/1343 ، کردکلا- جویبار

3- نام و شغل پدر :

نجات الله ، کشاورز

4- نام و شغل مادر:

کشور ضامنی ، خانه دار

5- تعداد فرزندان و فرزند چندم خانواده بود:

10 ، فرزند جهارم

6- وضعیت زندگی از نظر اقتصادی و اعتقادی :

خانواده ای مذهبی بودند.

7- تحصیل متفرقه قبل یا حین دبستان (مکتب ،کلاس قرآن ،حوزه علمیه نام فرد آموزش دهنده ): ـــــــــــــــــــ

8- مهاجرت یا نقل مکان در دوران زندگی (اگر بود): ـــــــــــ

ب)تحصیلات

1- نام مدرسه و محل تحصیل در دوران دبستان :

ابن یمین کردکلا، جویبار

2- نام مدرسه و محل تحصیل راهنمایی :

 کوهی خیل کردکلا جویبار

3- نام مدرسه ، محل تحصیل و رشته ی تحصیلی دبیرستان :

کوهی خیل دبیرستان شهید اصغر قاسمی ، رشته اقتصاد

4- تحصیلات دانشگاهی ، رشته و نام دانشگاه : ـــــــــــ

5- آیا در دوران تحصیل کار می کرد ؟،چه کاری و چه مدت : ـــــــــــ

6- سال، مقطع و علت ترک تحصیل : ـــــــــــ

پ)سربازی :

1- خدمت سربازی : ـــــــــــ

2- یگان اعزام کننده : ـــــــــــ

3- سال اعزام و محل آموزش سربازی : ـــــــــــ

ت ) ازدواج :

1-وضعیت تاهل :

مجرد

2- نام همسر و تاریخ ازدواج : ـــــــــــ

3- تعداد و نام فرزند یا فرزندان (اگر داشت ): ـــــــــــ

4- خلق و خو و رفتار با خانواده (زن و فرزند یا پدر و مادر ):

به پدر و مادر بسیار احترام می گذاشت .

ث)شغل شهید :

1- شغل رسمی و شغل فرعی :

کشاورزی

2- نام سازمان یا نهاد یا شرکت : ـــــــــــ

3- زمان استخدام و مسئولیت شغلی: ـــــــــــ

ج) فعالیت های انقلابی :

1- وقایع با افرادی که باعث تأثیر گذاری بر شهید شدند : ـــــــــــ

2- وقایعی که به تأثیر گذاری شهید بر فرد ، خانواده یا گروه اشاره دارد : ـــــــــــ

3- نوع و محدوده ی جغرافیایی فعالیت های انقلابی :

در تظاهرات و راهپیمایی های دوران انقلاب شرکت می کرد .

4- زمان آغاز حضور در پایگاه (چه سنی یا چه سالی ؟) و نوع فعالیت در پایگاه : ـــــــــــ

5- اگر در درگیری ها و زد و خوردهای انقلابی و حزبی در انقلاب و بعد از آن حضور داشت ، با بیان اتفاق آورده شود : ـــــــــــ

ح) سوابق جبهه :

1- حضور در جبهه :

حضور داشت

2- تعداد تاریخ محل اعزام ها ، یگان اعزام کننده ، و منطقه یا مناطقی که اعزام شد :

محل اعزام سپاه جویبار ، یگان گردان مسلم ، منطقه کامیاران

9/3/62 تا 8/4/62   ، 9/4/62  تا 30/7/62   ، 10/5/61  تا 30 /8/61

3- مجموع مدت حضور در جبهه :

8 ماه و 14 روز

4- مسئولیت در جبهه :

آر پی جی زن ، تیربار چی ، جانشین دسته

5- دفعات ، مکان و نحوه ی مجروح شدن : ـــــــــــ

6- عملیات یا مأموریتی که مجروح شد : ـــــــــــ

7- مکان ، زمان ، عملیات و نحوه ی شهادت :

منطقه مریوان ، 30 /7/62 ، عملیات والفجر 4 ، بر اثر اصابت توپ

8- تاریخ تشییع و محل خاکسپاری :

سال 62 ،گلزار شهدای روستای کردکلا، جویبار - چند روز بعد از شهادت.

ی) خاطرات یا ویژگی های بارز شهید:

1- شامل 3 خاطره از شهید در مقاطع مختلف زندگی از تولد تا شهادت و در صورت نداشتن خاطره ، ویژگی های شهید ( توجه : حتما راوی خاطره یا ویژگی باید معلوم باشد .)

مادر شهید – کشور می گوید: بسیار مهربان و خاضع بود . با حجب و حیا  و خوش اخلاق بود . خوشرویی او علت جاذبه او شد .

2- برادر شهید – محمد رضا – می گوید : شهید مردی مومن و متقی ، آرام و بی آزار و ساده زیست بود و به تکالیف شرعی عمل می نمود . متبسم و مهربان و کم حرف بود.

3- برادر شهید- مهرداد می گوید : در آخرین مرحله جهت اعزام به جبهه چون من با اعزام او راضی نبودم همه ی کسانی که در من تأثیر گذار بودند را واسطه قرار داد تا رضایت مرا جلب کند چون باز هم راضی نشدم در آخرین شب به منزل ما آمد و موقع رفتن برای اینکه مخالفتی نکنم برای اولین و آخرین بار مرا بوسید و سریع گفت :«حلالم کن» و رفت تا من مجال مخالفت نداشته باشم.

4- دوست شهید – قربان زرگری- می گوید: ایشان خیلی خوش اخلاق ، خوش برخورد و شوخ طبع بودند.


وصیت نامه

اسکن وصيتنامه در قسمت تصاوير موجود مي باشد






خاطرات

ناصر کریمی- دوست و همرزم شهید : لحظه ای که می خواست عملیات والفجر 4 شروع شود ، یک ساعت قبل از عملیات بنده و شهید اتقایی و یک دوست دیگرمان به نام قربان زرگری که در حال حاضر پاسدار می باشد با هم صحبت می کردیم ، شهید رضا اتقایی به ما گفت :« بیایید دو قول به همدیگر بدهیم ، اول این که هر یک از ما شهید شد شفاعت دیگری را در آن دنیا بکند دوم این که بعد از شهادت راه یکدیگر را ادامه بدهیم » و از جمع ما ایشان شهید شدند.






تصاویر


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


ویدیو

ویدیویی تا کنون ثبت نگردیده است

صوت

صوتی تا کنون ثبت نگردیده است