نام پدر : درویش علی
تاریخ تولد :1346/04/01
تاریخ شهادت : 1365/10/27
محل شهادت : شلمچه

مشخصات

شهر :
بخش :
شهرستان : چالوس
استان : مازندران
جنسیت : مرد
وضعیت تاهل : مجرد
شغل : دانش آموزی
آبادی :
یگان : لشگر 25 کربلا
نوع عضویت : بسیج
مذهب : شیعه
دین : اسلام‌‌
نام پدر : درویش علی
مسئولیت :
رشته تحصیلی :
تحصیلات : متوسطه
تخصص :
کد شهید : 1964
رسته : توپخانه
نام مادر : فاطمه مشایخ

شناسنامه شهادت

موضوع شهادت : جبهه
عملیات : عمليات کربلاي 5
محل شهادت : شلمچه
تاریخ شهادت : 1365/10/27
نحوه شهادت : تیر

شناسنامه تدفین

شهر : حسن کیف
بخش :
شهرستان : چالوس
استان : مازندران
گلزار : حسن کیف
تاریخ تدفین : 1365/11/05
آبادی :

توضیحات

وصیت نامه

اسکن وصيت نامه در قسمت تصاوير موجود مي باشد


زندگی نامه

«فرم ثبت اطلاعات شهدای مازندران»

الف)تولد و کودکی:

1-نام و نام خانوادگی، نام مستعار:

اسحاق پورملکی (مسیح)

2-تاریخ و محل تولد و اتفاق خاص در زمان تولد:

1346، روستای حسن‌کیف کلاردشت چالوس

3- نام و شغل پدر:

درویش‌علی، جنگل‌بانی

4- نام و شغل مادر:

فاطمه مشایخ، خانه‌دار

5- تعداد فرزندان و فرزند چندم خانواده بود:

شش فرزند، فرزند پنجم

6- وضعیت زندگی از نظر اقتصادی و اعتقادی:

شهید نمازش را اول وقت می‌خواندو مؤذن و مکبّر مسجد بازار بود.

7- تحصیل متفرقه قبل یا حین دبستان(مکتب،کلاس قرآن،حوزه علمیه نام فرد آموزش دهنده):ــــــــــــــــــ

8- مهاجرت یا نقل مکان در دوران زندگی (اگر بود): ــــــــــــــــــ

 

ب)تحصیلات:

1- نام مدرسه و محل تحصیل در دوران دبستان:

ابتدایی روستای حسن کیف، چالوس

2- نام مدرسه و محل تحصیل راهنمایی:

راهنمایی روستای حسن کیف چالوس

3- نام مدرسه، محل تحصیل و رشته ی تحصیلی دبیرستان:

دبیرستان روستای کیاکلای چالوس

4- تحصیلات دانشگاهی، رشته و نام دانشگاه: ــــــــــــــــــ

5- آیا در دوران تحصیل کار می کرد ؟چه کاری و چه مدت: ــــــــــــــــــ

6- سال، مقطع و علت ترک تحصیل: ــــــــــــــــــ

پ)سربازی:

1- خدمت سربازی: ــــــــــــــــــ

2- یگان اعزام کننده: ــــــــــــــــــ

3- سال اعزام و محل آموزش سربازی: ــــــــــــــــــ

 

ت ) ازدواج:

1-وضعیت تاهل:

مجرد

2- نام همسر و تاریخ ازدواج: ــــــــــــــــــ

3- تعداد و نام فرزند یا فرزندان (اگر داشت): ــــــــــــــــــ

4- خلق و خو و رفتار با خانواده (زن و فرزند یا پدر و مادر):

رفتارش با پدر و مادر بسیار خوب بود و احترام بزرگترها را نگه می‌داشت.

ث)شغل شهید:

1- شغل رسمی و شغل فرعی: ــــــــــــــــــ

2- نام سازمان یا نهاد یا شرکت: ــــــــــــــــــ

3-زمان استخدام و مسئولیت شغلی: ــــــــــــــــــ

 

ج) فعالیت های انقلابی:

1- وقایع با افرادی که باعث تأثیر گذاری بر شهید شدند: ــــــــــــــــــ

2- وقایعی که به تأثیر گذاری شهید بر فرد، خانواده یا گروه اشاره دارد: ــــــــــــــــــ

3- نوع و محدوده ی جغرافیایی فعالیت های انقلابی: ــــــــــــــــــ

4- زمان آغاز حضور در پایگاه (چه سنی یا چه سالی؟) و نوع فعالیت در پایگاه:

عضو بسیج بود.

5- اگر در درگیری ها و زد و خوردهای انقلابی و حزبی در انقلاب و بعد از آن حضور داشت، با بیان اتفاق آورده شود: ــــــــــــــــــ

 

ح) سوابق جبهه:

1- حضور در جبهه:

در جبهه حضور داشت

2- تعداد تاریخ محل اعزام ها، یگان اعزام کننده، و منطقه یا مناطقی که اعزام شد:

چند بار، اعزام از سپاه چالوس به کردستان و جنوب

3- مجموع مدت حضور در جبهه: ــــــــــــــــــ

4- مسئولیت در جبهه: ــــــــــــــــــ

5- دفعات، مکان و نحوه ی مجروح شدن: ــــــــــــــــــ

6- عملیات یا مأموریتی که مجروح شد: ــــــــــــــــــ

7- مکان، زمان، عملیات و نحوه ی شهادت:

27/10/65، شلمچه

8- تاریخ تشییع و محل خاکسپاری:

5/11/65، گلزار شهدای حسن کیف کلاردشت

ی) خاطرات یا ویژگی های بارز شهید:

1- شامل 3 خاطره از شهید در مقاطع مختلف زندگی از تولد تا شهادت و در صورت نداشتن خاطره، ویژگی های شهید (توجه: حتما راوی خاطره یا ویژگی باید معلوم باشد.)

1- آذردخت پور ملکی (خواهر شهید) نقل می‌کند: «آخرین بار که برادرم داشت می‌رفت، چند تا تسبیح داشت، یکی را به من داد و گفت: «این را برای من امانت نگه دار. مگفتم خب این را به امانت نگه می‌دارم. بلند شدم و لباس‌هایش را برایش آوردم، گفتم: اگر دلم تنگ شد، اجازه می‌دهی این عطر تو را بو کنم، لبخند زد و گفت: «خب اشکالی ندارد.»

2- حاج آقا عسگری (روحانی مسجد) می‌گوید: «یکی از ویژگی‌های بارز شهید این بود که رابطه نزدیکی و تنگاتنگی با من داشت و من هم که در ظاهر به عنوان عنصر فرهنگی در کارهای خدماتی و عمرانی جهاد حضور داشتم، حتی یک بار خواسته‌ای که جنبه شخصی و مادی داشته باشد، نداشت. با این که هرگونه امکانات در اختیار ما بود و می‌توانست طلب کند.

3- همچنین ایشان (حاج آقا عسگری) نقل می‌کند: «یک روز دیدم شهید آمد سراغ‌ام را گرفت، گفت: «500 تومان از مادرم برای ساختن مسجد کمک گرفتم» گفتم: چه طور؟ گفت:« به مادرم مراجعه کردم و گفتم: می‌خواهیم مسجد بسازیم، مهریه شما چه قدر است؟ مادرم گفت: «آن زمان 1000 تومان بود، گفتم: پس شما 500 تومان آن را برای خانة آخرت‌تان هدیه کنید و ایشان هم دادند که در ساختن مسجد خرج شود.»

 






اطلاعاتی تا کنون ثبت نگردیده است




تصاویر


عنوان تصویر :


ویدیو

ویدیویی تا کنون ثبت نگردیده است

صوت

صوتی تا کنون ثبت نگردیده است