نام پدر : حسین
تاریخ تولد :1348/05/10
تاریخ شهادت : 1365/11/11
محل شهادت : شلمچه

مشخصات

شهر :
بخش :
شهرستان : جويبار
استان : مازندران
جنسیت : مرد
وضعیت تاهل : مجرد
شغل : دانش آموزی
آبادی :
یگان : لشگر 25 کربلا
نوع عضویت : بسیج
مذهب : شیعه
دین : اسلام‌‌
نام پدر : حسین
مسئولیت :  
رشته تحصیلی : ---------
تحصیلات : راهنمایی
تخصص :
کد شهید : 3446
رسته : پیاده
نام مادر : ریحانه زیارلاریمی

شناسنامه شهادت

موضوع شهادت : جبهه
عملیات : عمليات کربلاي 5
محل شهادت : شلمچه
تاریخ شهادت : 1365/11/11
نحوه شهادت : جراحات وارده به بدن

شناسنامه تدفین

شهر : لاریم
بخش :
شهرستان : جويبار
استان : مازندران
گلزار : شهدای لاریم
تاریخ تدفین : 1375/0/0
آبادی :

توضیحات

زندگی نامه

«فرم ثبت اطلاعات شهدای مازندران»

الف)تولد و کودکی :

1-نام و نام خانوادگی ، نام مستعار :

علی رضا خلیلی لاریمی

2-تاریخ و محل تولد و اتفاق خاص در زمان تولد:

20/5/1347 ، لاریم جویبار

3- نام و شغل پدر :

حسین ، کشاورز

4- نام و شغل مادر:

حاجیه ریحانه زیار لاریمی ، خانه دار

5- تعداد فرزندان و فرزند چندم خانواده بود:

7 ، فرزندآخر

6- وضعیت زندگی از نظر اقتصادی و اعتقادی :

خانواده  ای مذهبی بودند .

7- تحصیل متفرقه قبل یا حین دبستان(مکتب ،کلاس قرآن ،حوزه علمیه نام فرد آموزش دهنده ):

ـــــــــــــ

8- مهاجرت یا نقل مکان در دوران زندگی (اگر بود): ـــــــــ

ب)تحصیلات:

1- نام مدرسه و محل تحصیل در دوران دبستان :

دبستان نواب صفوی لاریم جویبار

2- نام مدرسه و محل تحصیل راهنمایی :

اول و دوم راهنمایی را در مدرسه شهید مدرس مجتمع فرهنگی رزمندگان قائم شهر خواند.

3- نام مدرسه ، محل تحصیل و رشته ی تحصیلی دبیرستان : ـــــــــ

4- تحصیلات دانشگاهی ، رشته و نام دانشگاه : ـــــــــ

5- آیا در دوران تحصیل کار می کرد ؟،چه کاری و چه مدت : ـــــــــ

6- سال، مقطع و علت ترک تحصیل : ـــــــــ

پ)سربازی :

1- خدمت سربازی : ـــــــــ

2- یگان اعزام کننده : ـــــــــ

3- سال اعزام و محل آموزش سربازی : ـــــــــ

ت ) ازدواج :

1-وضعیت تاهل :

مجرد

2- نام همسر و تاریخ ازدواج : ـــــــــ

3- تعداد و نام فرزند یا فرزندان (اگر داشت ): ـــــــــ

4- خلق و خو و رفتار با خانواده (زن و فرزند یا پدر و مادر ):

به پدر و مادر بسیار احترام می گذاشت.

ث)شغل شهید :

1- شغل رسمی و شغل فرعی : ـــــــــ

2- نام سازمان یا نهاد یا شرکت : ـــــــــ

3-زمان استخدام و مسئولیت شغلی: ـــــــــ

ج) فعالیت های انقلابی :

1- وقایع با افرادی که باعث تأثیر گذاری بر شهید شدند :

شهادت برادرش دوستعلی

2- وقایعی که به تأثیر گذاری شهید بر فرد ، خانواده یا گروه اشاره دارد : ـــــــــ

3- نوع و محدوده ی جغرافیایی فعالیت های انقلابی : ـــــــــ

4- زمان آغاز حضور در پایگاه (چه سنی یا چه سالی ؟) و نوع فعالیت در پایگاه : ـــــــــ

5- اگر در درگیری ها و زد و خوردهای انقلابی و حزبی در انقلاب و بعد از آن حضور داشت ، با بیان اتفاق آورده شود : ـــــــــ

ح) سوابق جبهه :

1- حضور در جبهه :

حضور داشت.

2- تعداد تاریخ محل اعزام ها ، یگان اعزام کننده ، و منطقه یا مناطقی که اعزام شد :

شهید به مدت 2سال به طور مداوم در جبهه حضور داشت.

3- مجموع مدت حضور در جبهه :

15 ماه و25 روز

4- مسئولیت در جبهه : ـــــــــ

5- دفعات ، مکان و نحوه ی مجروح شدن :

2 بار، در فاو شیمیایی شد . یک بار ترکش خورد .

6- عملیات یا مأموریتی که مجروح شد :

عملیات والفجر 8

7- مکان ، زمان ، عملیات و نحوه ی شهادت :

11/11/65 ، در منطقه شلمچه ، در عملیات کربلای 5

8- تاریخ تشییع و محل خاکسپاری :

سال 75 ، گلزار شهدای آرامگاه امامزاده عبدالله لاریم

ی) خاطرات یا ویژگی های بارز شهید:

1- شامل 3 خاطره از شهید در مقاطع مختلف زندگی از تولد تا شهادت و در صورت نداشتن خاطره ، ویژگی های شهید ( توجه : حتما راوی خاطره یا ویژگی باید معلوم باشد .)

برادر شهید ـ عشقعلی ـ می گوید : سعه صدر داشت . صبور و با استقامت بود .

برادر شهید ـ رمضانعلی ـ می گوید :متواضع ، فروتن ، با حجب و حیا و صادق و امین بود .

برادر شهید ـ شعبان علی ـ می گوید : بسیار خونسرد و شاد و متین بود .چشم پاکی داشت.

یک روز وقتی از جبهه آمد مجروح بود ، به کسی چیزی نگفت حتی لباس خونی اش را پنهان کرد تا قبل از رفتن به جبهه ، در آخرین روز که می خواست دوباره برود، لباس خود را به مادرم داد و او نگران بود از خون بودن لباس.  بعد از رفتن برادرم فهمید که او مجروح شده و در خانه چیزی نگفته بود .


وصیت نامه

اسکن وصيتنامه در قسمت تصاوير موجود مي باشد






خاطرات

بانی تکیه محل مان می گفت : من دیدم چند شب در مسجد باز می شود ولی کسی در مسجد نیست ، یعنی هیچ کفشی را ندیدم بعد از چند شب رفت  داخل مسجد ، دیدم کسی در تاریکی مشغول نماز خواندن است، رفتم جلوتر دیدم علی رضا خلیلی است گفتم : پس کفشت کجاست ؟ گفت : «همان بیرون.» آمدم دیدم کفشش را زیر کیسه زغال گذاشته  تا کسی متوجه ایشان و کارشان نشود






تصاویر


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


ویدیو

ویدیویی تا کنون ثبت نگردیده است

صوت

صوتی تا کنون ثبت نگردیده است