نام پدر : تقی
تاریخ تولد :1342/08/14
تاریخ شهادت : 1366/01/01
محل شهادت : شلمچه

مشخصات

شهر :
بخش :
شهرستان : بهشهر
استان : مازندران
جنسیت : مرد
وضعیت تاهل : متاهل
شغل : دانش آموزی
آبادی :
یگان : لشگر 25 کربلا
نوع عضویت : بسیج
مذهب : شیعه
دین : اسلام‌‌
نام پدر : تقی
مسئولیت :
رشته تحصیلی :
تحصیلات : راهنمایی
تخصص :
کد شهید : 40
رسته : پیاده
نام مادر : گوهر سهرابی

شناسنامه شهادت

موضوع شهادت : جبهه
عملیات : عملیات تکمیلی کربلای 5
محل شهادت : شلمچه
تاریخ شهادت : 1366/01/01
نحوه شهادت : تركش خمپاره

شناسنامه تدفین

شهر : قره تپه
بخش :
شهرستان : بهشهر
استان : مازندران
گلزار : شهدای قره تپه
تاریخ تدفین : 1366/01/04
آبادی :

توضیحات

وصیت نامه

*وصیت نامه شهید نبی الله ابراهیمی*

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذن قتلو فی سبیل ا...امواتا بل احیاء عندکم یرزقون.

مپندارید کسانی را که در راه خدا کشته می شوندمرده اند بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند.

دوست دارم شمع باشم، دردل شبها بسوزم، روشنی بخشم، به جمعی و خودم تنها بسوزم.

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان راه حق وحقیقت، با درود وسلام بر مهدی موعود منجی بشریت وبا درود و سلام بیکران برامام امت وشهیدان انقلاب اسلامی ایران. بنام او که همه چیزم از اوست، بنام او که زندگیم در جهت اوست، بنده اویم ونباشم زندگیم به خاطر اوست...

سپاس و درود،خداوندی را که به ما توفیق این داد که شاهد جانبازی رزمندگانی چون حبیب بی مظاهر وعلی اصغرها باشیم وبه ما فرصتی داد تا در این جهاد فی سبیل الله شرکت کرده تا شاید باری از گناهانمان کاسته سده و اگر لایق شهادت باشیم این توفیق برزگ نصیب ما گردد.

سلام و درود برحجت خدا عدالت گسترجهان حضرت مهدی (عج)ا...تعالی فرجه والشریف ونائب برحق او رهرو اولیاء وانبیا این سلاله پاک مهدی،اسوه مقاومت، تنها امید ملل مستضعف وقلب تپنده امت اسلامی شهادت سرآغاز پایندگی است و نترسم از مردگی، که خود زندگی است و در هزار و سیصد واندی سال پیش از امام حسین(ع) درمیدان شهادت آن روز ندایش بلند بود میگوئیم حسین جان اگر در آن فضای داغ خونین کربلا کسی به ندای تو لبیک نگقت اما اکنون پیروانت درفضای داغ خونین کربلای ایران با دست مردانگی (نه مانند مردم کوفه) با مشت گره کرده باندای تنهائی وغریبی تو لبیک میگوئیم. حسین جان لبیک لبیک این زاده حسین،ای پیشتاز،ای امام، ای رهبر،ای خمینی واین راه مرام عاشقان حقیقی است.

من چون احساس مسئولیتی که در برابر انقلاب اسلامی که خونبهای هزاران شهید ومعلول ومجروح است، می کنم. به رزمندگان پیوسته ام و به جنگ علیه ضد خدا پیوسته پرداختم،گام نهادن در این مسیر الهی را،یک یک فریضه میدانم ودراین راه ما اگر دشمن راه شکست دهیم پیروزیم واگر اگر کشته شویم شهید شده ایم وبه کمال سعادت ورستگاری رسیده ایم ودرنزد معشوق خودالله پیروزیم وروزی می خوریم.

بنده با اختیار وعلاقه قلبی وعشق به هدف این راه را که همان راه سرخ حسین است انتخاب  کرده ام،از کشته شدن باکی ندارم،چون خداوند کسانی راه که در حق قدم بر می دارند ،ثابت قدم بر می دارد. ولی ولی از این می ترسم که بر مزارم چه کسانی می آیند، چه می گویند، اگرخدای نکرده بر سرقبرم که انقلاب ورهبر بد میگویند یا آن را تضعیف کنند وکشته شدن بینده را برگردن دیگران بیندازند از آنها راضی نیستم ودر روز محشر از آنان نزد خداوند شاکی خواهم بود.

تو پدرجان باید صابر وهوشیار باشی در برابر ضد انقلاب،چنان صبر واستقامت نشان بدهی که پشت دشمن از عمل تو به لرزه در آید.

تو مادرجان چنان حرکت زینبی از خودتان نشان دهی که ادامه دهنده این راه باشی بار دیگر      می گویم ما امانتی از جانب خدا هستیم یقینا از دنیا می رویم در آن دنیا در مورد اعمالی که انجام داده ایم بازخواست می شویم.سپس اصل مهم ،حیات اخروی می باشد واین دنیا هیچ ارزشی ندارد وشما را به صبر واستقامت سفارش می کنم که سبب نزدیکی به خدا است،مادرم که بهشت زیر پای توست افتخار کن که چنین فرزندی را به راه خدا و اسلام وحسین ورهبر دادی،کوه باش ومانند کوه استقامت کن لحظه ای از یاد خدا غافل مباش،قامتت را بلند کن وگریه آرام کن که گریه بلند وبر سر زدن باعث روحیه گرفتن ضد انقلاب می شود.برادرانم از شما می خواهم که راه بنده را که همان راه انبیاء است ادامه دهید و لحظه ای از یاد نام خدا غافل نباشید،خواهرانم صبر داشته باشی،مثل شما خواهرانی هستند که بهترین برادران خود را با وجود داشتن یک برادر تقدیم اسلام نمودند. اما توای همسر عزیزم میدانم که درتمام مراحل زندگی برایم مانند یک همرزم بودی واوقاتت را با صبری انقلابی صرق کردی تو حتی برای یکبار هم که شده مرا از رفتن باز نداشتی،اما همسر شهید بودن بیش از صبر وتحمل لازم دارد و مسئولیت می آورد،همسرم حفظ حجابت کوبنده تر از خون و برنده تر از سلاح من است،چرا که از فاطمه اینگونه خطاب است،ارزنده ترین زینت زن خوده حجاب است.همسرم در نهایت خضوع او اطاعت از خدا را داشته باش و مطمئن باش که این مصیبتها وسختیها زودگذر وتمام شدنی است،پس صبر پیشه کن که خداوند درهمه حال با صابران است از شما دوستان واقوام می خواهم که از انجمن اسلامی وبسیج حمایت کنید،زیرا هر کدام یک سنگر است از تمام اقوام می خواهم که راه بنده را ادامه دهند ونگذارید یک سری از عوامل ها به روحانتیت مبارز ضربه بزنند، خلاصه اینکه به آرزویم که همان می باشد رسیدیم.نماز مرا امام جمعه محترم بهشهر حجت الاسلام سید صابر جباری بخوانند سخنرانی سوم وهفتم را هم خود امام جمعه عزیز با ایراد فرازهایی از سخنان محکم واستوار خود، روح بنده را شاد فرماید.از آن روزی که ترک تحصیل کردم، دوست داشتم که عضو سپاه باشم تا در این لباس خدمت کنم، اگر چه لیاقت پوشیدن لباس سپاه نداشتم، اما آرزویم این است که مرا لباس سپاه دفن نمائید.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی،ترا به جان مهدی، خمینی را نگهدار.

 


زندگی نامه

«فرم ثبت اطلاعات شهدای مازندران»

الف)تولد و کودکی:

1-نام و نام خانوادگی، نام مستعار:

نبی الله ابراهیمی قره تپه

2-تاریخ و محل تولد و اتفاق خاص در زمان تولد:

1342، روستای قره تپه، شهرستان بهشهر، (تولدش مصادف با ماه مبارک رمضان بود.)

3- نام و شغل پدر:

تقی، کشاورز

4- نام و شغل مادر:

گوهر، خانه دار

5- تعداد فرزندان و فرزند چندم خانواده بود:

ده تا، پنجمین

6- وضعیت زندگی از نظر اقتصادی و اعتقادی:

در خانواده ای مذهبی و متدین با اوضاع اقتصادی سخت و نامطلوبی که از امرار معاش پدر و مادر در مزارع کشاورزی تأمین می شد به رشد جسمی و نبوغ فکری رسید.

7- تحصیل متفرقه قبل یا حین دبستان(مکتب،کلاس قرآن،حوزه علمیه نام فرد آموزش دهنده):ــــــــــــــ

 

8- مهاجرت یا نقل مکان در دوران زندگی (اگر بود): ـــــــــــــ

  

ب)تحصیلات:

1- نام مدرسه و محل تحصیل در دوران دبستان:

دبستان ابتدایی، دبستان حافظ (5 سال)  

2- نام مدرسه و محل تحصیل راهنمایی:

 مدرسه راهنمایی، میثم (3 سال)

3- نام مدرسه، محل تحصیل و رشته ی تحصیلی دبیرستان:

 دبیرستان (1 سال)

4- تحصیلات دانشگاهی، رشته و نام دانشگاه: ـــــــــــــ

 

5- آیا در دوران تحصیل کار می کرد ؟چه کاری و چه مدت:

بله، بعد از اتمام دروس و تکالیف زمانی که خانواده به کمکش احتیاج داشت در امور کشاورزی و رسیدگی به گوسفندان به یاری آنان می شتافت.    

6- سال، مقطع و علت ترک تحصیل:

عشق وطن، دفاع از نوامیس او را واداشت تا کسب علم و دانش را رها کرده و راهی میادین نبرد شود.

 

پ)سربازی:

1- خدمت سربازی: ـــــــــــــ

2- یگان اعزام کننده: ـــــــــــــ

 

3- سال اعزام و محل آموزش سربازی: ـــــــــــــ

 

ت) ازدواج:

1-وضعیت تاهل:

متأهل

2- نام همسر و تاریخ ازدواج:

 مریم نوری قره تپه ـ 1365

3- تعداد و نام فرزند یا فرزندان (اگر داشت ): ـــــــــــــ

   

4- خلق و خو و رفتار با خانواده (زن و فرزند یا پدر و مادر ):

او رفتاری توأم با مهربانی و محبت با والدینش داشت. هنگامی که از او کمک می خواستند، با جان و دل به سخنان آنها گوش می داد، به آنان یاری می رساند. پدر و مادرش به داشتن چنین فرزندی افتخار می کردند. نبی الله با همسرش رابطه ای خوب، صمیمی توأم با عشق و محبت داشت.

 

ث)شغل شهید:

1- شغل رسمی و شغل فرعی: ـــــــــــــ

2- نام سازمان یا نهاد یا شرکت: ـــــــــــــ

 

3-زمان استخدام و مسئولیت شغلی: ـــــــــــــ

 

ج) فعالیت های انقلابی:

1- وقایع با افرادی که باعث تأثیر گذاری بر شهید شدند:

مواردی چون پیروزی انقلاب، افکار و عقاید امام خمینی (ره) و تبعیت از فرمان او و دفاع از وطن تا آخرین نفس در شخصیت و افکار او تأثیر مثبت داشت از این رو به سمت امام و اهدافش گام برداشت.

2- وقایعی که به تأثیر گذاری شهید بر فرد، خانواده یا گروه اشاره دارد:

یکی از خصوصیات بارز اخلاقی او که در وجود مردم تأثیر بسزایی گذاشت و سبب شد تا آنان هنوز از او به خوبی یاد کنند؛ مؤذن بودن و صدای خوب او بود. که بطور محسوس در میان مردم محل به چشم می خورد.

3- نوع و محدوده ی جغرافیایی فعالیت های انقلابی:

او در مخالفت با رژیم سفاک شاه اقدام به اعتراض می نمود. از این رو در اکثر تظاهرات شهر و روستا (بهشهر، گرجی محله) شرکت فعال داشت.

4- زمان آغاز حضور در پایگاه (چه سنی یا چه سالی ؟) و نوع فعالیت در پایگاه:

ایشان جزء اولین کسانی بود که وارد بسیج شد ـ با سن کمش در فعالیت های بسیجی همکاری داشت و در نهایت از طریق این نهاد به جبهه اعزام شد.

5- اگر در درگیری ها و زد و خوردهای انقلابی و حزبی در انقلاب و بعد از آن حضور داشت، با بیان اتفاق آورده شود: ـــــــــــــ

 

ح) سوابق جبهه:

1- حضور در جبهه:

 در جبهه حضور داشت

2- تعداد تاریخ محل اعزام ها، یگان اعزام کننده، و منطقه یا مناطقی که اعزام شد:

او طی پنج بار از تاریخ 12/12/60 تا 16/1/63 از سپاه بهشهر، لشکر 25 کربلا با عضویت بسیجی به مناطق جنگی و شلمچه اعزام شد.

3- مجموع مدت حضور در جبهه:

11 ماه

4- مسئولیت در جبهه:

تیربارچی، رزمنده

5- دفعات، مکان و نحوه ی مجروح شدن:

 یک دفعه، در منطقه شلمچه، بر اثر اصابت ترکش مجروح شد.  

6- عملیات یا مأموریتی که مجروح شد: ـــــــــــــ

 

7- مکان، زمان، عملیات و نحوه‌‌ی شهادت:

در تاریخ 1/1/66 در منطقه شلمچه، عملیات کربلای 5 بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.   

8- تاریخ تشییع و محل خاکسپاری:

در تاریخ 4/1/66 درگلزار شهدای روستای قره تپه خاکسپاری شد.

 

ی) خاطرات یا ویژگی های بارز شهید:

1- شامل 3 خاطره از شهید در مقاطع مختلف زندگی از تولد تا شهادت و در صورت نداشتن خاطره، ویژگی های شهید (توجه: حتما راوی خاطره یا ویژگی باید معلوم باشد.)

همرزم اش، سید ابوطالب رضوی، ضمن بیان مطالبی زیبا در این رابطه می گوید: «نبی الله یکی از بچه های مخلص بود که هر چه از حضورش در جبهه و رزم می گذشت باعث نورانیت و اخلاص بیشتر می شد. برای من مشهود بود که چقدر جنگ و جبهه در روحیات او تأثیر بسزایی داشت. همه همت و توسلش به ائمه اطهار بود و کارهایش را بدون ذکر خدا شروع نمی کرد. مقید به نماز شب و واجبات دینی بود. اصرارش به این بود که ما و دیگر بچه ها خود را به سلاح نماز و دعا مسلح کنیم. اعتقادش بر این بود که هر چه بیش تر به این سلاح ها مسلح شویم می توانیم در خودسازی موفق تر شویم. در پیکار با دشمن تا دندان مسلح باشیم تا بتوانیم جانانه و مردانه بجنگیم، در برخورد با هم رزمانش رفتار دوستانه داشت، تا حدی که آنها را در آغوش می گرفت و می بوسید. اذعان داشت اینها پرندگان آزادی هستند که هر آن از دست ما پرواز می کنند رضایت و رفاقت را با آنان تحکیم می بخشید، می گفت: «آنها بعد از شهادت شفیع ما خواهند بود.» به همین خاطر دوستانش او را اسوه و سمبل اخلاق می دانستند. 






اطلاعاتی تا کنون ثبت نگردیده است




تصاویر


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


ویدیو

ویدیویی تا کنون ثبت نگردیده است

صوت

صوتی تا کنون ثبت نگردیده است