نام پدر : خیرالله
تاریخ تولد :1348/02/04
تاریخ شهادت : 1364/12/20
محل شهادت : فاو

مشخصات

شهر :
بخش :
شهرستان : جويبار
استان : مازندران
جنسیت : مرد
وضعیت تاهل :
شغل : دانش آموزی
آبادی :
یگان : لشگر 25 کربلا
نوع عضویت : بسیج
مذهب : شیعه
دین : اسلام‌‌
نام پدر : خیرالله
مسئولیت :  
رشته تحصیلی : ---------
تحصیلات : راهنمایی
تخصص :
کد شهید : 4535
رسته : پیاده
نام مادر : بیکم یعقوبی

شناسنامه شهادت

موضوع شهادت : جبهه
عملیات : عملیات والفجر 8
محل شهادت : فاو
تاریخ شهادت : 1364/12/20
نحوه شهادت : متلاشی شدن گردن

شناسنامه تدفین

شهر : دونچال
بخش :
شهرستان : جويبار
استان : مازندران
گلزار : شهدای دونچال
تاریخ تدفین : 1364/12/29
آبادی :

توضیحات

زندگی نامه

«فرم ثبت اطلاعات شهدای مازندران»

الف)تولد و کودکی :

1-نام و نام خانوادگی ، نام مستعار :

عین الله رنجبر دونچالی

2-تاریخ و محل تولد و اتفاق خاص در زمان تولد:

4/2/1348 - دونچال جویبار

3- نام و شغل پدر :

خیرالله ، کشاورز

4- نام و شغل مادر:

سیده بیگم یعقوبی ، خانه دار

5- تعداد فرزندان و فرزند چندم خانواده بود:

11 ، فرزند هفتم

6- وضعیت زندگی از نظر اقتصادی و اعتقادی :

از لحاظ اقتصادی در شرایط سختی بودند و از  لحاظ اعتقادی خانواده ای مذهبی بودند.

7- تحصیل متفرقه قبل یا حین دبستان(مکتب ،کلاس قرآن ،حوزه علمیه نام فرد آموزش دهنده ):

ــــــــــــــ

8- مهاجرت یا نقل مکان در دوران زندگی (اگر بود): ـــــــــــ

ب)تحصیلات:

1- نام مدرسه و محل تحصیل در دوران دبستان :

مدرسه ابتدایی جاوید ،دونچال جویبار

2- نام مدرسه و محل تحصیل راهنمایی :

مدرسه راهنمایی عدالت ( روستای پطرود جویبار )

3- نام مدرسه ، محل تحصیل و رشته ی تحصیلی دبیرستان : ـــــــــــ

4- تحصیلات دانشگاهی ، رشته و نام دانشگاه : ـــــــــــ

5- آیا در دوران تحصیل کار می کرد ؟،چه کاری و چه مدت :

در کارهای خانه و کشاورزی به خانواده کمک می کرد .

6- سال، مقطع و علت ترک تحصیل :

 به خاطر اعزام به جبهه ترک تحصیل کرد .

پ)سربازی :

1- خدمت سربازی : ـــــــــــ

2- یگان اعزام کننده : ـــــــــــ

3- سال اعزام و محل آموزش سربازی : ـــــــــــ

ت ) ازدواج :

1-وضعیت تاهل :

مجرد

2- نام همسر و تاریخ ازدواج : ـــــــــــ

3- تعداد و نام فرزند یا فرزندان (اگر داشت ): ـــــــــــ

4- خلق و خو و رفتار با خانواده (زن و فرزند یا پدر و مادر ):

با پدر و مادر بسیار مهربان و دلسوز بود و به آن ها احترام می گذاشت .

ث)شغل شهید :

1- شغل رسمی و شغل فرعی : ـــــــــــ

2- نام سازمان یا نهاد یا شرکت : ـــــــــــ

3-زمان استخدام و مسئولیت شغلی: ـــــــــــ

ج) فعالیت های انقلابی :

1- وقایع با افرادی که باعث تأثیر گذاری بر شهید شدند :

شهادت پسر عمویش شهید نورعلی رنجبر در ایشان بسیار تأثیر گذار بود .

2- وقایعی که به تأثیر گذاری شهید بر فرد ، خانواده یا گروه اشاره دارد : ـــــــــــ

3- نوع و محدوده ی جغرافیایی فعالیت های انقلابی : ـــــــــــ

4- زمان آغاز حضور در پایگاه (چه سنی یا چه سالی ؟) و نوع فعالیت در پایگاه : ـــــــــــ

5- اگر در درگیری ها و زد و خوردهای انقلابی و حزبی در انقلاب و بعد از آن حضور داشت ، با بیان اتفاق آورده شود : ـــــــــــ

ح) سوابق جبهه :

1- حضور در جبهه :

حضور داشت.

2- تعداد تاریخ محل اعزام ها ، یگان اعزام کننده ، و منطقه یا مناطقی که اعزام شد :

2/12/63  تا 15/1/64  جویبار ، آموزشی گهرباران

16/1/64  تا 26/6/64 جویبار ، منطقه مریوان یگان سپاه

6/12/64  جویبار ،  سپاه ، منطقه جنوب

3- مجموع مدت حضور در جبهه : ـــــــــــ

4- مسئولیت در جبهه : ـــــــــــ

5- دفعات ، مکان و نحوه ی مجروح شدن :

از ناحیه صورت شیمیایی شد به صورت سرپایی مداوا شد .

6- عملیات یا مأموریتی که مجروح شد : ـــــــــــ

7- مکان ، زمان ، عملیات و نحوه ی شهادت :

20/12/64 ، منطقه فاو ، به علت ترکش خمپاره ، والفجر 8

8- تاریخ تشییع و محل خاکسپاری :

29/12/64 ، گلزار شهدای دونچال جویبار

ی) خاطرات یا ویژگی های بارز شهید:

1- شامل 3 خاطره از شهید در مقاطع مختلف زندگی از تولد تا شهادت و در صورت نداشتن خاطره ، ویژگی های شهید ( توجه : حتما راوی خاطره یا ویژگی باید معلوم باشد .)

 راستگو ، خوش قول ، اخلاقی بسیار خوب داشت .

برادر شهید ـ عزت الله ـ می گوید : شهید بزرگوار سر به زیر و متواضع بود و با حجب و حیا بود . امانتدار ، گشاده رو و با اخلاق  بود .در کارها صداقت داشت.

نظم و انضباط و وقت شناسی از دیگر خصوصیات شهید بود و وفای به عهد ایشان از آن جایی که جبهه را خالی نگذاشت  و از ناموس خود دفاع کرد مشخص است.


وصیت نامه

*وصیتنامه شهید عین الله رنجبر*

 

 

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون

کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده مپندارید بلکه آنان زنده اند و در نزد خدایشان روزی می خورند.

ما روزی به دنیا می آییم و روزی از این دنیا می رویم پس چه بهتر که با اعمال و کردار نیک از این دنیا برویم. بله انسان روزی به دنیا می آید و روزی از این دنیا می رود هر انسانی اول بچه است و با سرپرستی پدر و مادر بزرگ برزگ می شود و وقتی که به سن پانزده سالگی رسید زندگی را برای خودش آماده می کند اولین کارش نماز است بعد باید کارهای دیگری بکند هر انسانی که بزرگ می شود یاد بچگیهای خودش نمی کند مثلا با خودش نمی گوید که اولش کجا بود و چه جوری بزرگ شد به خودش نمی گوید که چه کسی آنرا بزرگ کرده است که به این سن و سال رسیده بله دوستان انسان اولش در رحم مادر است و تا اینکه بدنیا بیاید و سرپرستی او دست خداست خدای که زمین و آسمان را آفریده خدائی که من و تو را خلق کرد تا زندگی مان را با نام او شروع کنم خدائی که به ما جسم و جان داده تا به سوی او برویم خدائی که به ما دست و پا و چشم و گوش داده تا با هر یک از اینها کاری انجام دهیم و نه کار زشت بلکه کارهای انجام دهیم که هم به نفع ما و هم به نفع مردم اسلام و انقلاب باشد ولی افسوس که عده ای هستند با چشم خود ناموس مردم را نگاه می کنند آنها خیال می کنند که خدای برای همین به آنها چشم داده است که آنها عاقبتی سخت در پیش دارند خدا به ما پا داده تا با آن کارهای خیر انجام دهیم دست داده تا با آن موقعی که بچه در رحم مادرش است کمک می کند تا به دنیا بیاید و بعد بچه را به پدر و مادرش امانت می دهد این پدر و مادر من بچه در نزد شما امانت است هیچ وقت امانت خدا را خیانت نکنید هیچ وقت نگوئید اگر بچه ام از پیش من رفت کس دیگری را ندارم. نخیر شما باید به فکر خودتان و به فکر آخرتتان باشید اگر پسرتان از پیش شما رفت خداوند هست خدا به کسانی که در راه او قدم می گزارند کمک می کند ای مردم و ای شکننده بتها بپا خیزید و این دیو را از صحنه خارج کنید. بپا خیزید تا مملکت خودتان را آباد کنید به خودتان نگویید که ما نمی توانیم نه شما با یک مشت تکان دادن می توانید تمام ابرقدرتها را به لرزه در آورید به امام عزیز هر کدام از ما یک سطل آبروی اسرائیل بریزیم اسرائیل را آب می خواهد برد ما الان توی مملکت مان حدود 46 میلیون جمعیت داریم و هر کدام از ماها فقط انگشت کوچک مان را بلند کنیم می توانیم تمام ابرقدرتها را از بین ببریم نه تنها اسرائیل بلکه همه ابرقدرتها را ما فقط یک انگشت کوچکمان بلند کردم اگر همه انگشتها را بلند کنیم می توانیم دنیا را به لرزه در بیاوریم ما فقط و فقط می خواهیم به لرزه در آوریم ما فقط و فقط می خواهیم کشور خودمان را آزادانه زندگی کنیم ای مردم من فقط یک چیز از شما می خواهم که جلوی بچه ها را نگیرید و بگذارید آزادانه بجنگند و آزادانه بمیرند بچه ها یک امانت هستند اگر شما امروز آنها را نفرستید پس کی می خواهید بروند و بجنگند آیا نمی خواهید مملکت شما آزاد باشد شما به خودتان فکر نکنید شما نگوئید چرا بچه های دیگران نمی روند چرا بچه های سرمایه دار نمی روند شما این فکر نکنید شاید دل بچه های دیگران نخواهد بروند شاید الان موقع رفتنشان نیست پس باید بگذارید بچه های شما برون تا این دیوار را از صحنه خارج کنند ای مردم دنیا پوچ و بی معنی است شما به ثروت و مال نگاه نکنید شما فقط ایمان و تقوایتان را حفظ کنید و با این کار می توانید مملکت خود را آباد کنید و پس ای مردم یادتان نرودما روزی بدنیا می آئیم و روزی از این دنیا می رویم پس چه بهتر که با اعمال و کردار نیک از این دنیا برویم.

و السلام

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

عین الله رنجبر

 

 






خاطرات

مادر شهید ـ بیگم یعقوبی ـ می گوید : پسرم خوش برخورد و خیلی صبور بود و در کارهای خانه خیلی به من کمک می کرد به صحرا می رفت و تمشک می چید و خرج تحصیل خود را در می آورد . وقتی می خواست به جبهه برود به او گفتم برادرت اسیر است تو دیگر نرو تا تکلیف برادرت روشن شود گفت:« برادرم به اعمال خودش من هم به اعمال خودم باید بروم» و از وطن دفاع کرد .






تصاویر


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


ویدیو

ویدیویی تا کنون ثبت نگردیده است

صوت

صوتی تا کنون ثبت نگردیده است