نام پدر : باباعلی
تاریخ تولد :1335/03/25
تاریخ شهادت : 1365/04/12
محل شهادت : منطقه قلاویزان

مشخصات

شهر :
بخش :
شهرستان : سوادکوه شمالی
استان : مازندران
جنسیت : مرد
وضعیت تاهل : متاهل
شغل : فرهنگی
آبادی :
یگان : سپاه کرج
نوع عضویت : بسیج
مذهب : شیعه
دین : اسلام‌‌
نام پدر : باباعلی
مسئولیت : رزمنده
رشته تحصیلی : ادبيات فارسی
تحصیلات : فوق دیپلم
تخصص : اداری
کد شهید : 46
رسته : دانشجویی
نام مادر : زلیخا ابراهیمی

شناسنامه شهادت

موضوع شهادت : جبهه
عملیات : عملیات کربلای1
محل شهادت : منطقه قلاویزان
تاریخ شهادت : 1365/04/12
نحوه شهادت : اصابت ترکش

شناسنامه تدفین

شهر : بشل
بخش :
شهرستان : سوادکوه شمالی
استان : مازندران
گلزار : سید نصرالدین
تاریخ تدفین : 1365/0/0
آبادی :

توضیحات

زندگی نامه

«فرم ثبت اطلاعات شهدای مازندران»

الف)تولد و کودکی :

1-نام و نام خانوادگی ، نام مستعار :

علی ابراهیمی بشلی

2-تاریخ و محل تولد و اتفاق خاص در زمان تولد:

25/3/1335 ـ شیرگاه

3- نام و شغل پدر :

باباعلی 

4- نام و شغل مادر:

زلیخا ابراهیمی ـ خانه دار

5- تعداد فرزندان و فرزند چندم خانواده بود:

6 فرزند ـ فرزند اول

6- وضعیت زندگی از نظر اقتصادی و اعتقادی :

از لحاظ اقتصادی در شرایط سختی بودند و از  لحاظ اعتقادی خانواده ای مذهبی بودند.

7- تحصیل متفرقه قبل یا حین دبستان(مکتب ،کلاس قرآن ،حوزه علمیه نام فرد آموزش دهنده ):

ــــــــــــــ

8- مهاجرت یا نقل مکان در دوران زندگی (اگر بود): ــــــــــ

ب)تحصیلات:

1- نام مدرسه و محل تحصیل در دوران دبستان :

روستای بشل

2- نام مدرسه و محل تحصیل راهنمایی :

شیرگاه

3- نام مدرسه ، محل تحصیل و رشته ی تحصیلی دبیرستان :

قائم شهر ـ علوم انسانی

4- تحصیلات دانشگاهی ، رشته و نام دانشگاه :

فوق دیپلم ـ تربیت معلم

5- آیا در دوران تحصیل کار می کرد ؟،چه کاری و چه مدت :

بله ـ کارگری ـ دوره ی تحصیل خود  کارگری میکرد ـ تابستان

6- سال، مقطع و علت ترک تحصیل :ـــــــــــــ

پ)سربازی :

1- خدمت سربازی :

انجام داد.

2- یگان اعزام کننده :

ارتش

3- سال اعزام و محل آموزش سربازی :

1356 ـ پادگان سراب

ت ) ازدواج :

1-وضعیت تاهل :

متأهل

2- نام همسر و تاریخ ازدواج :

سیده صفیه هاشمی پطرودی ـ سال 1357

3- تعداد و نام فرزند یا فرزندان (اگر داشت ):

4 فرزند ـ احسان ـ زینب ـ خدیجه ـ فاطمه

4- خلق و خو و رفتار با خانواده (زن و فرزند یا پدر و مادر ):

طبق گفته ی فرزند شهید ایشان در خانه فردی مهربان و دلسوز بودند که علاوه بر دوست داشتن خانواده بر روی تربیت فرزندان حساس بودسعی می کردند به آن ها آموزه های دینی را آموزش دهند ، آن ها را هیچ وقت کتک نمی زدند در کارخانه به همسر خود کمک می کرده و مشارکت داشتند و برای پدر خود حرمت بسیاری قائل بودند.

ث)شغل شهید :

1- شغل رسمی و شغل فرعی :

معلم

2- نام سازمان یا نهاد یا شرکت :

آموزش و پرورش

3-زمان استخدام و مسئولیت شغلی:

سال 1358 و 1359 ـ معلم راهنمایی و دبیرستان ، معلم پرورشی

ج) فعالیت های انقلابی :

1- وقایع با افرادی که باعث تأثیر گذاری بر شهید شدند : ـــــــــ

2- وقایعی که به تأثیر گذاری شهید بر فرد ، خانواده یا گروه اشاره دارد :

تشویق کردن دوستانش به خواندن کتاب های سیاسی و اجتماعی که یکی از دوستانش (شکرالله شفیعی ) می گفت اولین کتابی که در دوره ی جوانی مطالعه کردم به توصیه و محبت شهید به نام نظام حقوق زن در اسلام از شهید مطهری بود .

3- نوع و محدوده ی جغرافیایی فعالیت های انقلابی :

شرکت در تظاهرات ، پخش اعلامیه امام ، ارائه کتاب های سیاسی و اجتماعی .

4- زمان آغاز حضور در پایگاه (چه سنی یا چه سالی ؟) و نوع فعالیت در پایگاه :

از همان ابتدای پیروزی انقلاب ، قائم شهر و شیرگاه ، فعالیت در انجمن اسلامی منطقه ای و محلی ، حضور در مدارس به عنوان سخنران

5- اگر در درگیری ها و زد و خوردهای انقلابی و حزبی در انقلاب و بعد از آن حضور داشت ، با بیان اتفاق آورده شود : ـــــــــ

ح) سوابق جبهه :

1- حضور در جبهه :

حضور داشت

2- تعداد تاریخ محل اعزام ها ، یگان اعزام کننده ، و منطقه یا مناطقی که اعزام شد :

اواخر سال 62 کردستان ، خرداد 63 حدود سه ماه در جنوب و سال 65 جنوب به صورت بسیجی سوادکوه،حدود 3 الی 4 بار اعزام شد

3- مجموع مدت حضور در جبهه :

 حدود 6 یا 7 ماه

4- مسئولیت در جبهه :

رزمنده و معلم

5- دفعات ، مکان و نحوه ی مجروح شدن : ـــــــــ

6- عملیات یا مأموریتی که مجروح شد : ـــــــــ

7- مکان ، زمان ، عملیات و نحوه ی شهادت :

مهران ـ 12/4/65 ـ فتح مهران ـ اصابت ترکش

8- تاریخ تشییع و محل خاکسپاری :

سال65-گلزار شهدای سید نصرالدین روستای شبل


وصیت نامه

اسکن وصيت نامه در قسمت تصاوير موجود مي باشد


وصیت نامه

بسمه تعالی

ضد انقلاب را فرصت نق زدن ندهید. الهی به امید تو

   بنام خدائی که کره زمین را ورقه امتحان انسان ها قرار داده که اول این ورقه صحرای کربلا و آخر آن آزادی قدس است. بنام ذات مقدسی که قلم را برای امتحان، اسلحه و جوهر این قلم را خون آفرید و معلمین این امتحان را پیامبران و امامان و ناظرین این جلسه را ملائکه مقربش قرار داد تا مؤمن خدا پرست را از منافق دنیا پرست جدا ساخته و آنهایی را که از دین شیر دنیا می دوشند، رسوا ساخته، ای دنیا پرستان بدانید ایمان به خدا با ادعا و گفتار تمام نخواهد شد. الهی، اگر کار به گفتار است بر سر همه تاجیم و اگر به کردار است به موری محتاجیم، ایمان فرد زمانی کامل خواهد شد که هنگامه خطر دین، از هیچ کوششی حتی فدا کردن جان برای نجات دین ابا و امتناع ننماید و خود را همیشه در برابر ذات حق بدهکار و شرمسار و مدیون احساس کند، چنانچه امام سجاد با همه سجده های طولانی و نمازها و بیداری های شب با حضرت حق اینگونه مناجات می کرد: ای خدای من اگر چنان در برابر تو بگریم که پلک های هر دو چشمم بیفتد و اگر صدایم را چندان به گریه بلند کنم تا صوتم قطع شود و اگر چندان برایت به پا ایستم که هر دو پایم ورم کند و آنقدر برایت رکوع کنم که استخوان پشتم از هم بپاشد و آنقدر تو را سجده کنم که چشمانم از کاسه بدر آید و تمام عمر خاک زمین را بخورم و تا پایان زندگی آب گل آلود بنوشم و آنقدر ذکر تو بگویم که زبانم از کار فرو ماند با این همه سزاوار محو یکی از گناهانم نخواهم بود.

«یا ایها الذین آمنوا لاتکونوا کالذین کفرو قالوا لاخوانهم اذ ضربوا فی الارض او کانوا اغزی لو کانوا عندنا ما ماتوا ما قتلو یجعل الله حسره فی قلوبهم والله یحیی و یمیت والله بصیر بما تعملون.»

«ای کسانی که ایمان آورده اید مانند کسانی که کفر ورزیده اند و گفتند که اگر جنگ نبود برادران و پسران ما کشته نمی شدند، نباشید. مرگ و زندگی در دست خداست هر که را به هر سبب بخواهد می کشد. خداوند به هر کاری دانا و بیناست.»

قرآن کریم می فرماید: «الهکم التکاثر* حتی زرتم المقابر* کلا سوف تعلمون* ثم کلا سوف تعلمون* کلا لو تعلمون علم الیقین* لترون الجحیم* ثم لترونها عین الیقین* ثم لتسالن یومئذ عن النعیم»

« آنچنان رقابت در مال و ثروت شما را سر گرم کرد تا گورها را دیدید. از این دنیا طلبی و سرگرمی باز ایستید. بزودی خواهید دانست پس (باید از این کار) دست بردارید. از انبار کردن مال و دنیا طلبی دست بردارید. اگر حقیقت را می دانستید هرگز دنیا طلبی نمی کردید. سوگند به خدا که آتش بزرگ را مشاهده خواهید کرد و در قیامت آن آتش را با چشم باور خواهید دید. پس در آن روز از نعمت های گسترده و سرشار الهی بازپرسی خواهید شد. »

   ای مسلمین، بی ارزشی دنیا همان بس که بهترین غذایش که عسل باشد، استفراغ دهان زنبور عسل و بهترین اتحاد را حفظ کنید، امام را تنها نگذارید.

   لباس دنیا که حریر است لعاب دهان کرم ابریشم است، حضرت علی (ع) می فرماید: دنیا مانند ماری است که لمس کردن آن نرم و ملایم است ولی زهر آن کشنده است.

غره مشو بدان که جهانت عزیز کرد                           ای بس عزیز را که جهان کرد زود خوار

این جهان ما راست جهان جوی مارگیر                            وز مارگیر بر آرد شبی دمار

  مولا علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید: الموت طالب حثیث لا یفوقه المقیم و لا یعجزه الحارب.

*مرگ طلبکاری بی گذشت و با عجله است هر چه قدرت داشته باشی در مقابل مأمور مرگ ناتوانی و هر چه سرعت داشته باشی مأمور مرگ تو را خواهد رسید.*

شاعر می گوید:

اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ                      اگر تو پادشاهی عاقبت هیچ

اگر ملک سلیمانت ببخشند                        سر آخر خاک راهی عاقبت هیچ

به دنیا دل نبندد آنکه مرد است                   که دنیا سر بسر اندوه و درد است

به قبرستان گذر کن تا ببینی                      که دنیا با رفیقانت چه کرده است

   حتماً بهانه جویان خواهند گفت که مسلمین منطقشان تارک الدنیایی است که همش از زشتی دنیا صحبت می کنند به قول مرحوم شوشتری آنقدر شیطان در قلوب ما زیبائیهای دنیا را تلقین می کند که اصلاً احتیاج به تعریف ما ندارد در ثانی حضرت امام حسن (ع) فرمود: «کن لدنیاک کانک تعیش ابدا و کن لاخرتک کانک تموت غدا.»

«چنان زندگی کن که تا ابد زنده خواهی ماند و چنان به مرگ معتقد باش که همین فردا خواهی مرد.»

   محل دفن اینجانب کنار مزار شهید ضیائی می باشد اگر مفقود شدم در کنار مزار برادرم برای من مزار بگذارید. اما اگر جنازه ام آمد در قبرستان شهید ضیائی دفنم کنید. بعضی ها تصور نکنند که من با برادرم مخالف بودم که اینگونه وصیت کردم، خدا می داند که من و برادرم به جهت هم عقیده بودن در ایمان به خدا بی نهایت به هم عشق می ورزیدیم، چون من استخاره کردم از خدا در مورد محل دفنم طلب اجازه نمودم در همین قبرستان خوب آمد، اینگونه وصیت کردم. ضمناً به همسرم و آبجی فریده سفارش می کنم که با همدیگر بی نهایت مهربان باشید. با اتحاد هم، در نبود من و برادرم، شما مانند دو مرد از بچه های ما و پدر و مادر و برادرانمان مواظبت کنید.

 خدا یار و یاورتان باشد. خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی، خمینی را نگه دار.

****************************

 

 






خاطرات

 

احسان بشلی- فرزند شهید : پدرم بر این عقیده بود که اگر سه شب به خانه مهمان نیاید آن  خانه دیگر مورد رحمت خدا نیست به همین دلیل اگر شبی مهمان نداشتیم هنگام غروب  یکی از فقیرانی که در راه بازگشت از نماز جماعت در اطراف مسجد می دید با خود به خانه می آورد

یادم هست یکی از این شب ها مردی را با خود به خانه آورد که یک دست و یک پا نداشت

بعد از شام مهمان مان گفت دلم می خواست آخر شب شیر هم بخورم نمی دانم پدرم کجا رفت فقط میدانم بعد از یک ساعت با یک لیوان شیر برگشت.

 

 

شکرالله شفیعی- دوست شهید : شهید در یک مدرسه شبانه روزی در منطقه محروم تدریس می کردند در روزهای بارانی با چکمه لاستیکی  معمولی به مدرسه مراجعه می کرد که  اگر در صورت دانش آموزی این کار را  انجام داد احساس حقارت نکند.

 

ویژگی شهید از دیدگاه دوستانش : سخنور قوی و جذاب/دارای اخلاق ایثارگری و از خودگذشتگی بودند

به صورت پنهانی به فقرا کمک می کردند

در جذب جوانان برای رفتن به جبهه نقش مهمی داشتند

خلاق و خستگی ناپذیر بودند

خوش رفتار و مردم دار بودند جزء معلم های نمونه بودند به طوری که ریاست دبیرستان را قبول نکردند.






تصاویر


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


ویدیو

ویدیویی تا کنون ثبت نگردیده است

صوت

صوتی تا کنون ثبت نگردیده است