نام پدر : سبزعلی
تاریخ تولد :1351/06/01
تاریخ شهادت : 1366/03/14
محل شهادت : مریوان

مشخصات

شهر :
بخش :
شهرستان : سوادکوه شمالی
استان : مازندران
جنسیت : مرد
وضعیت تاهل :
شغل : دانش آموزی
آبادی :
یگان : لشگر 25 کربلا
نوع عضویت : بسیج
مذهب : شیعه
دین : اسلام‌‌
نام پدر : سبزعلی
مسئولیت : رزمنده
رشته تحصیلی : ---------
تحصیلات : ابتدایی
تخصص :
کد شهید : 48
رسته : پیاده
نام مادر : شفیقه نصراللهی

شناسنامه شهادت

موضوع شهادت : کردستان
عملیات :
محل شهادت : مریوان
تاریخ شهادت : 1366/03/14
نحوه شهادت : اصابت گلوله به پا وشکم وسر

شناسنامه تدفین

شهر : بشل
بخش :
شهرستان : سوادکوه شمالی
استان : مازندران
گلزار : -
تاریخ تدفین : 1366/03/21
آبادی :

توضیحات

زندگی نامه

«فرم ثبت اطلاعات شهدای مازندران»

الف)تولد و کودکی :

1-نام و نام خانوادگی ، نام مستعار :

حسن ابراهیمی

2-تاریخ و محل تولد و اتفاق خاص در زمان تولد:

1/6/1351 - بشل

3- نام و شغل پدر :

سبزعلی  ـ کارگر

4- نام و شغل مادر:

شفیقه نصراللهی ـ خانه دار

5- تعداد فرزندان و فرزند چندم خانواده بود:

5 فرزند ، فرزند اول

6- وضعیت زندگی از نظر اقتصادی و اعتقادی :

از نظر مالی در سطح پایین بودند ـ مذهبی

7- تحصیل متفرقه قبل یا حین دبستان(مکتب ،کلاس قرآن ،حوزه علمیه نام فرد آموزش دهنده ):

به کلاس قرائت قرآن قبل از مدرسه نزد یکی از بستگان خود می رفت.

8- مهاجرت یا نقل مکان در دوران زندگی (اگر بود):ــــــــــــ

ب)تحصیلات:

1- نام مدرسه و محل تحصیل در دوران دبستان : ـــــــ

2- نام مدرسه و محل تحصیل راهنمایی : ـــــــ

3- نام مدرسه ، محل تحصیل و رشته ی تحصیلی دبیرستان : ـــــــ

4- تحصیلات دانشگاهی ، رشته و نام دانشگاه : ـــــــ

5- آیا در دوران تحصیل کار می کرد ؟،چه کاری و چه مدت : ـــــــ

6- سال، مقطع و علت ترک تحصیل :

پایان دوره ی راهنمایی ، برای رفتن به جبهه ادامه تحصیل نداد .

پ)سربازی :

1- خدمت سربازی :

انجام نداد.

2- یگان اعزام کننده : ـــــــ

3- سال اعزام و محل آموزش سربازی : ـــــــ

ت ) ازدواج :

1-وضعیت تاهل :

مجرد

2- نام همسر و تاریخ ازدواج : ـــــــ

3- تعداد و نام فرزند یا فرزندان (اگر داشت ): ـــــــ

4- خلق و خو و رفتار با خانواده (زن و فرزند یا پدر و مادر ): ـــــــ

در کار کشاورزی به پدر ومادر خود کمک می کرد ، در کارهای منزل نسبت به بقیه فرزندان پیش قدم بود ، به طوری که در نامه هایش از جبهه به برادران خود سفارش می کرد که به پدر و مادر در کارهای منزل کمک کنید ، نسبت به آن ها خاشع و فروتن بود ، در برخورد با آنها اهل گذشت و فداکاری بود .

ث)شغل شهید :

1- شغل رسمی و شغل فرعی : ـــــــ

2- نام سازمان یا نهاد یا شرکت : ـــــــ

3-زمان استخدام و مسئولیت شغلی: ـــــــ

ج) فعالیت های انقلابی :

1- وقایع با افرادی که باعث تأثیر گذاری بر شهید شدند : ـــــــ

2- وقایعی که به تأثیر گذاری شهید بر فرد ، خانواده یا گروه اشاره دارد : ـــــــ

3- نوع و محدوده ی جغرافیایی فعالیت های انقلابی : ـــــــ

4- زمان آغاز حضور در پایگاه (چه سنی یا چه سالی ؟) و نوع فعالیت در پایگاه :

در سن 14 سالگی عضو پایگاه بود .

5- اگر در درگیری ها و زد و خوردهای انقلابی و حزبی در انقلاب و بعد از آن حضور داشت ، با بیان اتفاق آورده شود : ـــــــ

ح) سوابق جبهه :

1- حضور در جبهه :

حضور داشت

2- تعداد تاریخ محل اعزام ها ، یگان اعزام کننده ، و منطقه یا مناطقی که اعزام شد :

یکبار ، 11/2/66 ، سپاه سوادکوه ، مریوان

3- مجموع مدت حضور در جبهه :

حدود یک ماه

4- مسئولیت در جبهه :

رزمنده (بسیجی )

5- دفعات ، مکان و نحوه ی مجروح شدن : ـــــــ

6- عملیات یا مأموریتی که مجروح شد : ـــــــ

7- مکان ، زمان ، عملیات و نحوه ی شهادت :

مریوان ، 14/3/66 ، اصابت گلوله به پا و شکم و سر

8- تاریخ تشییع و محل خاکسپاری :

21/3/66 ، گلزار شهدای روستا بشل (شیرگاه )

ویژگی های شهید از دیدگاه خانواده : پیش قدم بودن در کمک به دیگران و خانواده روحیه ی آرام و گوشه گیری داشت ، احساس مسئولیت در کارهای خود داشت .خوش اخلاق بود ، اهل نماز و روزه بود ، به امام علاقه ی زیادی داشت .


وصیت نامه

اسکن وصيت نامه در قسمت تصاوير موجود مي باشد






خاطرات

بهادر ابراهیمی- برادر شهید : در یکی از روزهای کودکی ام من و برادرم برای چیدن تمشک به صحرای جنگل محل مان در مسیر روستای برنجستانک رفتیم

پس از کندن مقداری تمشک  در مسیر راه وقتی که می خواستیم برگردیم به ماشین بر خوردیم که مخصوص تعلیم رانندگی بود

وی از ما تقاضای تمشک کرد ما هم در قبال آن درخواست آموزش رانندگی کردیم برادر شهیدم رفت پشت فرمان ماشین نشست و تا نزدیک روستای یاخکوه رانندگی نمود اما از شانس ما در مسیر راه چاله ای بود که داخل آن آب جمع شده بود و قسمت چرخ جلو ماشین از آن خارج شد اما چرخ عقب گیر کرد در این زمان برادرم پیاده شد و راننده پشت فرمان نشست و ماشین را به زور خارج کردیم

لباس های مان کلی کثیف شده بود وقتی به خانه رسیدیم به خاطر همین کار از مادرمان کتک خوردیم.






تصاویر


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


ویدیو

ویدیویی تا کنون ثبت نگردیده است

صوت

صوتی تا کنون ثبت نگردیده است