نام پدر : قربان
تاریخ تولد :1350/01/01
تاریخ شهادت : 1367/03/04
محل شهادت : شلمچه

مشخصات

شهر :
بخش :
شهرستان : نكا
استان : مازندران
جنسیت : مرد
وضعیت تاهل : مجرد
شغل : دانش آموزی
آبادی :
یگان : لشگر 25 کربلا
نوع عضویت : بسیج
مذهب : شیعه
دین : اسلام‌‌
نام پدر : قربان
مسئولیت :  
رشته تحصیلی : ---------
تحصیلات : متوسطه
تخصص :
کد شهید : 94
رسته : مخابرات و الکترونیک
نام مادر : سکینه برفیان

شناسنامه شهادت

موضوع شهادت : جبهه
عملیات :
محل شهادت : شلمچه
تاریخ شهادت : 1367/03/04
نحوه شهادت : اصابت ترکش به بدن

شناسنامه تدفین

شهر : طوسکلا
بخش :
شهرستان : نكا
استان : مازندران
گلزار : طوسکلا
تاریخ تدفین : 1374/11/05
آبادی :

توضیحات

زندگی نامه

«فرم ثبت اطلاعات شهدای مازندران»

الف)تولد و کودکی :

1-نام و نام خانوادگی ، نام مستعار :

محمد ابراهیمی آکردی

2-تاریخ و محل تولد و اتفاق خاص در زمان تولد:

1350/1/2 ، دهستان قره طغان ، روستای طوسکلا از توابع شهرستان نکا

3- نام و شغل پدر :

قربان ، کشاورز

4- نام و شغل مادر:

سکینه ، خانه دار

5- تعداد فرزندان و فرزند چندم خانواده بود:

4 فرزند ، فرزند آخر

6- وضعیت زندگی از نظر اقتصادی و اعتقادی :

در کانون خانواده ای مومن و مذهبی و روحانی با اوضاع اقتصادی که با امرار معاش از طریق کشاورزی تامین می شد . دوران کودکی باقی عمر کوتاهش را سپری نمود .

7- تحصیل متفرقه قبل یا حین دبستان(مکتب ،کلاس قرآن ،حوزه علمیه نام فرد آموزش دهنده ):

ــــــــــــــــ

8- مهاجرت یا نقل مکان در دوران زندگی (اگر بود): ــــــــــ

ب)تحصیلات:

1- نام مدرسه و محل تحصیل در دوران دبستان :

دبستان شهید رضایی ، طوسکلا

2- نام مدرسه و محل تحصیل راهنمایی :

راهنمایی مدرسه ایثارگران نکا

3- نام مدرسه ، محل تحصیل و رشته ی تحصیلی دبیرستان :

مدرسه امام خمینی نکا دارای گواهینامه افتخاری دوره متوسطه

4- تحصیلات دانشگاهی ، رشته و نام دانشگاه : ــــــــــ

5- آیا در دوران تحصیل کار می کرد ؟،چه کاری و چه مدت :

در کارهای خانه کمک خانواده بود و هر کاری را به او واگذار می کردند انجام می داد

6- سال، مقطع و علت ترک تحصیل :

اول دبیرستان در (15ـ 16 ) سالگی اش به عشق و علاقه ای که به جهاد فی سبیل الله داشت ترک تحصیل نمود و به جبهه اعزام شد و حدود 35 روز بعد به شهادت رسید . 

پ)سربازی :

1- خدمت سربازی :

محصل بود

2- یگان اعزام کننده : ــــــــــ

3- سال اعزام و محل آموزش سربازی :

در سنین اول و دوم راهنمایی در برنامه های فرهنگی مانند کلاس قرآن و آموزش اسلحه در مدارس آموزش دید

ت ) ازدواج :

1-وضعیت تاهل :

مجرد

2- نام همسر و تاریخ ازدواج : ــــــــــ

3- تعداد و نام فرزند یا فرزندان (اگر داشت ): ــــــــــ

4- خلق و خو و رفتار با خانواده (زن و فرزند یا پدر و مادر ):

رفتارو کرداری توام با صداقت و مهربانی در وجود او نسبت به والدین دیده می شد احترام و ادب را نیز رعایت می کرد . در کارها به آن ها کمک می کرد همه از او راضی بودند . .

ث)شغل شهید :

1- شغل رسمی و شغل فرعی : ــــــــــ

2- نام سازمان یا نهاد یا شرکت : ــــــــــ

3-زمان استخدام و مسئولیت شغلی: ــــــــــ

ج) فعالیت های انقلابی :

1- وقایع با افرادی که باعث تأثیر گذاری بر شهید شدند :

کسانی که برای حضرت امام کار می کردند در واقع نماینده او بودند مثل رهبر انقلاب ، هاشمی رفسنجانی و شهید هاشمی نژاد

2- وقایعی که به تأثیر گذاری شهید بر فرد ، خانواده یا گروه اشاره دارد :

او با مخالفین انقلاب حاضر به گفت و گو ، سلام و احوال پرسی و رفت و آمد نبود آن ها را قبول نداشت و این سبب می شد که بستگان و مردم تحت تاثیر اعمال او قرار بگیرند .

3- نوع و محدوده ی جغرافیایی فعالیت های انقلابی :

با توجه به سن کم فعالیت هم داشت از جمله جمع کردن دوستان و صحبت کردن در مورد انقلاب

4- زمان آغاز حضور در پایگاه (چه سنی یا چه سالی ؟) و نوع فعالیت در پایگاه :

او عضو پایگاه مقاومت بسیج محل بود و با سپاه نیز فعالیت و همکاری می کرد .

5- اگر در درگیری ها و زد و خوردهای انقلابی و حزبی در انقلاب و بعد از آن حضور داشت ، با بیان اتفاق آورده شود : ــــــــــ

ح) سوابق جبهه :

1- حضور در جبهه :

حضور داشت.

2- تعداد تاریخ محل اعزام ها ، یگان اعزام کننده ، و منطقه یا مناطقی که اعزام شد :

2 دفعه ، در تاریخ 65/12/5 و 67/1/20 اعزامی از سپاه نکاء به مناطق مریوان ، هفت تپه ، شلمچه

3- مجموع مدت حضور در جبهه :

8 ماه و 14 روز

4- مسئولیت در جبهه :

بی سیم چی

5- دفعات ، مکان و نحوه ی مجروح شدن : ــــــــــ

6- عملیات یا مأموریتی که مجروح شد : ــــــــــ

7- مکان ، زمان ، عملیات و نحوه ی شهادت :

شلمچه در عملیات تک دشمن ، 67/3/4 اصابت تیر مستقیم به درجه رفیع شهادت نائل آمد .

8- تاریخ تشییع و محل خاکسپاری :

74/11/5 ، روستای طوس کلا

ی) خاطرات یا ویژگی های بارز شهید:

1- شامل 3 خاطره از شهید در مقاطع مختلف زندگی از تولد تا شهادت و در صورت نداشتن خاطره ، ویژگی های شهید ( توجه : حتما راوی خاطره یا ویژگی باید معلوم باشد .)

از ویژگی های بارز شهید : غیرت و تعصبی بود که به نوامیس خود داشت در این رابطه پدرش می گوید : زمانی که او سن و سال کمی داشت در بیرون از منزل کاری داشتیم به خواهرش می گفت:« تنهایی از منزل خارج نشو چون من هستم و همراه تو می آیم .»

خاطره ای از اعزام به جبهه :

پدر شهید می گوید : زمان اعزام فرزندم محمد خود برای بدرقه اش به سپاه نکا رفتم اول شهید احساس ترس کرد فکر کرد من آمده ام او را برگردانم . او مشغول پوشیدن لباس رزم بود من هم به او نزدیک شدم و لباس را بر تنش کردم و محمد برگشت و گفت : « پدر جان ! لباس رزم به من می آید ؟ » به او گفتم : خیلی عالی است .

پدر شهید با ذکر خاطره ی دیگری می گوید : زمانی که محمد می خواست به جبهه برود خانواده به علت مشکلات کشاورزی و زمان تحصیل او زیاد مایل به رفتنش نبودیم . مادرش به او گفت : محمد ! الان به جبهه نرو چون برادرت مجروح است و ما در خانه کسی را نداریم . شهید به مادرش گفت : « الان زمان امتحان است برادرم رفت و امتحان خودش را داد. من باید بروم چون جنگ تمام می شود و آن وقت پشیمانی سودی ندارد . » 


وصیت نامه

*توصیه نامه شهید محمد ابراهیمی*

 

به شما عزیزان توصیه می کنم که مطیع امر رهبر باشید و از روحانیون متعهد پیروی کنید.

در دفاع از میهن از هیچ چیز دریغ نکنید، چرا که دفاع از میهن دفاع از ناموس است و مرگ باعزت بهتر اززندگی با ذلت است.

نماز اول وقت را فراموش نکرده و در انجام فرائض دینی کوشا باشید.

از خواهرانم می خواهم که در حفظ حجاب خود نهایت کوشش را داشته باشند که حجاب آنان کوبنده تر از خون شهیدان است.






خاطرات

از ویژگی های بارز شهید : غیرت و تعصبی بود که به نوامیس خود داشت در این رابطه پدرش می گوید : زمانی که او سن و سال کمی داشت در بیرون از منزل کاری داشتیم به خواهرش می گفت:« تنهایی از منزل خارج نشو چون من هستم و همراه تو می آیم .»

خاطره ای از اعزام به جبهه :

پدر شهید می گوید : زمان اعزام فرزندم محمد خود برای بدرقه اش به سپاه نکا رفتم اول شهید احساس ترس کرد فکر کرد من آمده ام او را برگردانم . او مشغول پوشیدن لباس رزم بود من هم به او نزدیک شدم و لباس را بر تنش کردم و محمد برگشت و گفت : « پدر جان ! لباس رزم به من می آید ؟ » به او گفتم : خیلی عالی است .

پدر شهید با ذکر خاطره ی دیگری می گوید : زمانی که محمد می خواست به جبهه برود خانواده به علت مشکلات کشاورزی و زمان تحصیل او زیاد مایل به رفتنش نبودیم . مادرش به او گفت : محمد ! الان به جبهه نرو چون برادرت مجروح است و ما در خانه کسی را نداریم . شهید به مادرش گفت : « الان زمان امتحان است برادرم رفت و امتحان خودش را داد. من باید بروم چون جنگ تمام می شود و آن وقت پشیمانی سودی ندارد . » 






تصاویر


عنوان تصویر :


عنوان تصویر :


ویدیو

ویدیویی تا کنون ثبت نگردیده است

صوت

صوتی تا کنون ثبت نگردیده است